|
منو اصلی
آرشيو مطالب انتخابي سايت
![]() [ فرهنگي ]
پیامهای کوتاه
شركت افق غرب زرین
تولید كننده : نئوپان ، چند لای و چسب نئوپان و چسب چند لای دفتر میاندوآب: خیابان امام خمینی - بن بست سحر - طبقه دوم تلفن : 2241937 و 2260778 فكس : 2260776 كارخانه : میاندوآب - كیلومتر 6 جاده تبریز بعد از ایست بازرسی تلفن 6 - 3223461 فكس :3223465 كد شهرستان : 0481 |
اجازه ندهيد ديگران نسبت به حقوقتان بيتوجهي كنند. هرگاه احساس كرديد كه چيزي حق شماست و شما بايد به آن دست پيدا كنيد، هرگز از رسيدن به آن غفلت نكنيد و فكر كنيد كه اگر آن را تقاضا كنيد، كار بدي را مرتكب شدهايد و يا ديگران وظيفه دارند كه حق و حقوق شما را تقديمتان كنند.براي دست يافتن و رسيدن به خواستههاي خود و آنچه كه شايسته به دست آوردن آن هستيد بايد نخست براي دیگران و سپس برای خود حقي قائل شويد. اگر خودتان اين حق را براي خود قائل نشويد، نميتوانيد از ديگران اين انتظار را داشته باشيد كه حقوقتان را كامل و تمام به شما بپردازند. خجالت كشيدن و رودربايستي كردن در اين زمينه راهگشا نيست. بنابراين پس از هر تلاش و كوشش، انتظاراتي را كه داريد بيان كنيد. فكر نكنيد همسرتان يا همكارانتان و... همه بايد در برابر شما با وظيفهشناسي كامل رفتار كنند. اين خود شما هستيد كه به آنها ياد ميدهيد بايد به شما و حقوقتان توجه شود.
وي درمان اين عارضه را دائمي دانست و افزود: اين قبيل از ريزش مو در مردان تنها در صورت مصرف دارو و تحت نظر پزشك بهبود مييابد و با قطع دارو و عدم رسيدگي به درمان مجدد شروع خواهد شد. شكيبايي دوگونه است: شكيبايي در مصيبت كه نيكو است. بهتر از آن صبر در برابر گناه است، يعني خودداري از آن.
نعناع برای هضم و سنگینی معده میتواند مفید باشد و به دلیل داشتن ویتامین B1 ،B2، B3 اشتها آور و فولات است. فولات موجود در نعناع برای كسانی كه فقر آهن دارند،میتواند مفید باشد. نعناع دارای پتاسیم است و برای افراد فشار خونی مفید است.
از سوی دیگر میزان فیبر موجود در موز بسیار قابل توجه است و این در حالی است که تحقیقات نشان می دهد خوردن میوه های غنی از فیبر از ابتلا به بیماریهای قلبی جلوگیری می کند.
_TAGS,سيب
|
جستجو
نظرسنجی
سخنان زيبا
ورود مشتریان تبلیغاتی
آمار سایت
صبح بخير كاربر مهمان!
عضويت در سايت
كلمه عبور را فراموش كرده ام
كاربران سايت: آخرين:
yazdi در انتظار: 0 امروز: 0 ديروز: 0 مجموع: 25
كل بازديدها: امروز:
712 ديروز:
563 مجموع:
181704 ميانگين بازديدها:
هر ساعت: 11 روزانه: 166 هر ماه: 5,047 هر سال: 60,568
كاربران حاضر در سايت: بيشترين حضور: 92 مهمان: 14 عضو: 0 مجموع: 14 |







اجازه ندهيد ديگران نسبت به حقوقتان بيتوجهي كنند. هرگاه احساس كرديد كه چيزي حق شماست و شما بايد به آن دست پيدا كنيد، هرگز از رسيدن به آن غفلت نكنيد و فكر كنيد كه اگر آن را تقاضا كنيد، كار بدي را مرتكب شدهايد و يا ديگران وظيفه دارند كه حق و حقوق شما را تقديمتان كنند.


کشاورزی فقيراز اهالی اسکاتلند فلمينگ نام داشت. يک روز، در حالی که به دنبال امرار معاش خانوادهاش بود، از باتلاقی در آن نزديکی صدای درخواست کمک را شنيد، وسايلش را برروی زمين انداخت و به سمت باتلاق دويد... پسری وحشت زده که تا کمر در باتلاق فرورفته بود، فرياد میزد و تلاش میکرد تا خودش را آزاد کند. فارمر فلمينگ او را ازمرگی تدريجی و وحشتناک نجات داد...
در هندوستان شکارگران برای شکار میمون، سوراخ کوچکی در نارگیل ایجاد می کنند، یک موز در آن می گذارند و زیر خاک پنهانش می کنند. میمون دستش را به داخل نارگیل می برد و به موز چنگ می اندازد، اما دیگر نمی تواند دستش را بیرون بکشد، چون مشتش از دهانه سوراخ خارج نمی شود. فقط به خاطر اینکه حاضر نیست میوه را رها کند. در این جا، میمون در گیر یک جنگ ناممکن معطل می ماند و سر انجام شکار می شود.
می خواست برود، ولی چیزی او را پایبند کرده بود. می خواست بماند، ولی چیزی او را به سوی خود می کشید. می خواست بنویسد، قلمی نداشت، می خواست بایستد، چیزی او را وادار به نشستن می کرد. می خواست بگوید، لبان خشکیده اش نمی گذاشتند. می خواست بخندد، تبسم در صورتش محو می شد. می خواست دست بزند و شادی کند، ولی دستانش یاری نمی دادند. می خواست نفس عمیقی بکشد و تمام اکسیژن های هوا را ببلعد، اما چیزی راه تنفسش را بسته بود. می خواست آواز سر دهد، نغمه اش به سکوت مبدل شد.
شيوانا استاد معرفت از کوچه اي مي گذشت. پسر جواني را ديد که روي تخته سنگي نشسته و غمگين وافسرده چوبي در دست گرفته و با خاک بازي مي کند. کنارش نشست و دستي روي شانه هاي پسرک زد و گفت: "وقتي يک جوان غمگين است، زمين و آسمان بايد ازخود خجالت بکشد! همه دنيا وکاينات ماندگاري شان براي اين است که کودکي دنيا بيايد و جوان شود و شور و شوق زندگي بيابد! چرا اينقدر غمگيني!؟" پسرک آهي کشيد و درب منزلي را در انتهاي کوچه نشان داد و گفت: "دختري را بسيار دوست داشتم! امروز سر راهش ايستادم و از اوخواستم با من ازدواج کند. اما او هيچ نگفت. پشتش را به من کرد و درون خانه رفت ودر را محکم به رويم بست. من او را از هرچيزي در اين دنيا بيشتر دوست مي داشتم! اما امروز فهميدم اشتباه مي کردم!" شيوانا با حيرت پرسيد: "تو دو بار گفتي دوستش مي داشتم! يعني الآن ديگر دوستش نمي داري! چرا چنين اتفاقي افتاده است!؟"پسرک لختي سکوت کرد و ادامه داد: "او با اين کارش به من توهين کرد! چگونه دوستش داشته باشم!؟" شيوانا سري تکان داد و گفت: "تو راست 



صبح بخير كاربر مهمان!


ميانگين بازديدها:
كاربران حاضر در سايت:.jpg)


