پیامهای کوتاه

پیام های قدیمیتر   

 
شركت افق غرب زرین

بازرگانی بین المللی شركت افق غرب زرین
واردات و صادرات و عضو اتاق بازرگانی ایران

تولید كننده : نئوپان ، چند لای و چسب نئوپان و چسب چند لای

دفتر  میاندوآب: خیابان امام خمینی - بن بست سحر - طبقه دوم

تلفن : 2241937 و 2260778   فكس : 2260776

كارخانه : میاندوآب - كیلومتر 6 جاده تبریز بعد از ایست بازرسی

 تلفن 6  - 3223461  فكس :3223465

كد شهرستان  : 0481 

گالري عكس كودكان

زهرا خاني: متولد 18 تير 87


تقويم روز


سخنان زيبا

گوناگون پنجشنبه، 6 اسفند، 1388 11 گياهان داروئي: آرامش را از این گیاه ایرانی بخواهید
نویسنده :khani

 این گیاه را بسیاری از ایرانی ها می شناسند و برخی نیز آن را به عنوان مایحتاج زندگی خود تهیه می کنند.

 

گل گاو زبان برای بیماری های عصبی بسیار موثر است و در نقاط مختلف ایران از جمله دامنه رشته کوه های البرز می روید. گل گاو زبان از زمان های بسیار دور مورد استفاده ایرانیان بوده و به عنوان دارویی آرام بخش شناخته شده است.

گل گاو زبان را نباید با گیاه گاو زبان اشتباه گرفت. گیاه گاو زبان در کشورهای مختلف جهان می روید که زادگاهش کشورهای حاشیه مدیترانه بوده و از آنجا به تمام دنیا رفته است. شیوه مصرف این دو گیاه دارویی به صورت دم کردن است و هر دو آن ها بنفش رنگند.

گوناگون پنجشنبه، 6 اسفند، 1388 11 گوناگون: خواست پروردگار
نویسنده :khani

 روزی حضرت موسی به خداوند متعال عرض کرد: دلم میخواهد یکی از بندگان خوبت را ببینم. خطاب آمد: درصحرا برو، آنجا مردی هست که در حال کشاورزی کردن است. او از خوبان درگاه ماست. حضرت آمد و دید مردی در حال بیل زدن و کار کردن است. حضرت تعجب کرد که او چطور به درجه ای رسیده که خداوند میفرماید از خوبان ماست. از جبرئیل پرسید. جبرئیل عرض کرد: الان خداوند بلائی بر او نازل میکند. ببین او چه میکند.
بلایی نازل شد که آن مرد در یک لحظه هر دو چشمش را از دست داد. فورا نشست، بیلش را هم جلوی رویش قرار داد. گفت: مولای من تا تو مرابینا می پسندیدی من داشتن چشم را دوست می داشتم، حال که تو مرا کور می پسندی، من کوری را بیش از بینایی دوست دارم.
اشک در دیدگان حضرت حلقه زد، رو کرد به آن مرد و فرمود: ای مرد من پیغمبر خدا هستم و مستجاب الدعوه. میخواهی دعا کنم تاخداوند چشمانت را دوباره بینا کند؟
مرد پاسخ داد: نه.
حضرت فرمود: چرا؟
گفت: آنچه پروردگارم برای من اختیار کرده بیشتر دوست دارم، تا آنچه را که خود برای خودم می خواهم.

گوناگون پنجشنبه، 6 اسفند، 1388 12 گوناگون: کلبه اي براي همه
نویسنده :khani

 روزي شيوانا در مدرسه درس اراده و نيت را مي گفت. ناگهان يکي از شاگردان مدرسه که بسيار ذوق زده شده بود، از جا برخاست و گفت: من مي خواهم ده روز ديگر در کنار باغ مدرسه يک کلبه براي خودم بسازم. من تمام تلاش خودم را به خرج خواهم داد و اگر حرف شما درباره نيروي اراده درست باشد، بايد تا ده روز ديگر کلبه من آماده شود! همان شب شاگرد ذوق زده کارش را شروع کرد. با زحمت فراوان زمين را تميز و صاف کرد و روز بعد به تنهايي شروع به کندن پايه هاي کلبه نمود. هيچ يک از شاگردان و اعضاي مدرسه به او کمک نمي کردند و او مجبور بود به تنهايي کار کند. روزها سپري مي شد و کار او به کندي پيش مي رفت. روزهاي اول چند نفر از شاگردان به تماشاي او مي نشستند. اما کم کم همه چيز به حال عادي بازگشت و تقريباً هر کس سر کار خود رفت و آن شاگرد مجبور شد به تنهايي همه کارها را انجام دهد.

نكات خانه داري چهارشنبه، 28 بهمن، 1388 19 نكات خانه داري: خانه‌تكاني را از آشپزخانه شروع كنيد
نویسنده :khani

وقت آن است سري به آشپزخانه بزنيد و قوطي‌هاي اضافي را كه مدت‌ها ته كابينت مانده‌اند، دور بريزيد.

داشتن آشپزخانه‌اي تميز و مرتب، انگيزه‌اي براي پختن غذاهاي سالم و خوشمزه در آستانه سال نو است.

• ابتدا آشپزخانه را با گل‌هاي طبيعي تزيين كنيد، برگ‌هاي سبز را لبه پنجره قرار دهيد.

• با خريد يك سرويس رنگي جديد، ميز غذا را پررنگ و آب كنيد.

• با استفاده از ديوايدر (تقسيم‌كننده‌ها) هر چيز را در جاي خود قرار دهيد.

گوناگون چهارشنبه، 28 بهمن، 1388 18 گوناگون: 519- ترازوي کائنات
نویسنده :khani

 مردي بسيار ثروتمند که از نزديکان امپراطور بود و در سرزمين مجاور ثروت کلاني داشت، از محبت و عشقي که رعايا و نزديکانش نسبت به شيوانا داشتند، به شدت آزرده بود. به همين خاطر روزي با خشم نزد شيوانا آمد و با لحن توهين آميزي خطاب به شيوانا گفت: آهاي پير معرفت! من باخودم يکي از رعيت هايم را آورده ام و مقابل تو به او شلاق مي زنم. به من نشان بده تو چگونه آن را تلافي مي کني. شيوانا سر بلند کرد و نيم نگاهي به رعيت انداخت و سنگي از روي زمين برداشت و آن را در يک کفه ترازوي مقابل خود گذاشت. کفه ترازو پائين رفت و کفه ديگر بالا آمد. مرد ثروتمند شلاقي محکم بر پاي رعيت واردساخت. فرياد رعيت شلاق خورده به آسمان رفت. هيچکس جرات اعتراض به فاميل امپراطور را نداشت و در نتيجه همه ساکت ماندند.

گوناگون چهارشنبه، 28 بهمن، 1388 15 گوناگون: 518- شمعها
نویسنده :khani

 پادشاه پیری بود که می خواست یکی از سه پسر خود را برای سلطنت آینده انتخاب کند. روزی، سه شاهزاده را صدا کرد و به هر سه نفر مبلغ یکسانی پول داد و از آنها خواست که قبل از عصر همین روز، چیزی بخرند و با آنها یک اتاق را پر کنند.
شاهزاده اول بسیار فکر کرد و با تمام پول برگ نیشکر خرید. اما با این برگها فقط یک سوم اتاق را پر کرد.
شاهزاده دوم با این پول پوشال ارزانتر خرید. اما با این پوشالها فقط نیمی از اتاق را پر کرد.
نزدیک بود آسمان تاریک شود. شاهزاده کوچک با دست خالی برگشت، دیگران بسیار تعجب کردند و از او پرسیدند: "تو چه خریده ای؟" او گفت: "در راه یک یتیم را دیدم که شمع می فروشد. همه پول را به او دادم و فقط چند شمع را خریدم.."
اما وقتی که شمع ها را روشن کرد، نور آنها همه اتاق را روشن کرد....

نكات خانه داري سه شنبه، 27 بهمن، 1388 25 نكات خانه داري: 5 نکته در مورد نورپردازی منزل
نویسنده :khani

 
نورپردازي نکته مهمي است که اگر اصولي انجام شود، به ارتقاي کيفيت چيدمان کمک مي‌کند. در غير اين صورت، باعث افت دکور و دلزدگي مي‌شود. اکثر اوقات نمي‌توانيد نورپردازي غيراصولي خانه‌تان را تشخيص دهيد، اما علايم و پيامدهاي آن را حس مي‌کنيد. علايمي مثل سردرد، چشم درد و احساس نارضايتي از دکوراسيون خانه بدون اينکه دليل مشخصي داشته باشد. اگر نورپردازي خانه را به صورت اصولي و آگاهانه اجرا کنيد، فضاي خانه تميز، وسيع و خوشايند به نظر مي‌رسد.

يکي از نکات مهم در نورپردازي اين است که حتما بايد نور منعطف و قابل تغيير داشته باشد، نه يک نور ثابت. در اين صورت به راحتي مي‌توانيد با چرخاندن کليد برق به هر ميزان که مايل‌ايد، نور مورد نظر را تنظيم کنيد و اتاق را به يک اتاق پرنور و روشن يا اتاقي کم نور و شاعرانه تبديل کنيد.

درست است که هر اتاق و هر فضايي در خانه نورپردازي مجزا و متفاوتي مي‌خواهد اما بايد نظام پيوسته و واحدي در نورپردازي کل خانه به وجود آيد. براي مثال: آيا مي‌خواهيد همه چراغ‌ها با يک کليد روشن شود و يا هرکدام را جداگانه و با کليد مجزا روشن و خاموش کنيد؟ به صورت معمول بايد تعدادي مدار در هر اتاقي بگذاريد و 2 تا 3 کليد براي خاموش و روشن کردن لامپ‌ها تعبيه کنيد. توصيه مي‌کنم براي اين کار بيش از 3 کليد در يک اتاق نصب نکنيد.

نكات خانه داري سه شنبه، 27 بهمن، 1388 20 نكات خانه داري: چگونه تلويزيون LCD را تميز کنيم؟
نویسنده :khani

راي پاک کردن صفحات LCD از لکه ها و اثر انگشت ، بايستي از يک پارچه کتاني نرم و بدون پرز و ضد الکتريسيته ساکن استفاده شده و به آرامي‌اقدام به تميز کردن شود. در صورت نياز ميتوان پارچه را با آب و يا محلول آب و خيلي خيلي کم سرکه ، نم دار نموده ، و به آرامي‌عمل را انجام داد. قبل از اقدام ، دستگاه از برق جدا شود.هيچوقت محلول مستقيماً روي LCD ، اسپري نشود.هيچوقت از الکل ، آستون ، آمونياک و ... استفاده نشود.به علت صدمه پذير بودن صفحات LCD ، پلاسما ، DLP ، فشار زياد پارچه روي آن باعث ايجاد خش و خراش مي‌شود.

بعد از خشک شدن کامل صفحه ، دستگاه به برق وصل شود.

گوناگون سه شنبه، 27 بهمن، 1388 19 گوناگون: 517- ارزشش را داشت
نویسنده :khani

جنگ جهانی اول مثل بیماری وحشتناکی، تمام دنیا رو گرفته بود. یکی از سربازان به محض این که دید دوست تمام دوران زندگیش در باتلاق افتاده و در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ است، از مافوقش اجازه خواست تا برای نجات دوستش برود و او را از باتلاق خارج کند . مافوق به سرباز گفت: اگر بخواهی می توانی بروی، اما هیچ فکر کردی این کار ارزشش را دارد یا نه؟ دوستت احتمالا مرده و ممکن است تو حتی زندگی خودت را هم به خطر بیندازی!
حرف های مافوق، اثری نداشت، سرباز به نجات دوستش رفت. به شکل معجزه آسایی توانست به دوستش برسد ، او را روی شانه هایش کشید و به پادگان رساند. افسر مافوق به سراغ آن ها رفت، سربازی را که در باتلاق افتاده بود، معاینه کرد و با مهربانی و دلسوزی به دوستش نگاه کرد و گفت: من به تو گفتم ممکنه که ارزشش را نداشته باشه، دوستت مرده! خود تو هم زخم های عمیق و مرگباری برداشتی!سرباز در جواب گفت: قربان ارزشش را داشت. مافوق: منظورت چیه که ارزشش را داشت!؟ می شه بگی؟سرباز جواب داد: بله قربان، ارزشش را داشت، چون زمانی که به او رسیدم هنوز زنده بود، من از شنیدن چیزی که او گفت احساس رضایت قلبی می کنم! اون گفت: جیم.... من می دونستم که تو به کمک من میایی..
.

گوناگون سه شنبه، 27 بهمن، 1388 16 گوناگون: 516- عجايب هفتگانه جهان
نویسنده :khani

معلمي از دانش آموزان خواست تا عجايب هفتگانه جهان را فهرست وار بنويسند. دانش آموزان شروع به نوشتن کردند. معلم نوشته هاي آنها را جمع آوري کرد. با آن که همه جواب ها يکي نبودند، اما بيشتر دانش آموزان به موارد زير اشاره کرده بودند: اهرام مصر، تاج محل، کانال پاناما، ديواربزرگ چين و... در ميان نوشته ها کاغذ سفيدي نيز به چشم مي خورد. معلم پرسيد: اين کاغذ سفيد مال چه کسي است؟
يکي از دانش آموزان دست خود را بالا برد. معلم پرسيد: دخترم چرا چيزي ننوشتي؟ دخترک جواب داد: عجايب موجود در جهان خيلي زيادهستند و من نمي توانم تصميم بگيرم که کدام را بنويسم. معلم گفت: بسيار خوب، هر چه در ذهنت است به من بگو، شايد بتوانم کمکت کنم. در اين هنگام دخترک مکثي کرده و گفت: به نظر من عجايب هفتگانه جهان عبارتند از: لمس کردن، چشيدن، ديدن، شنيدن، احساس کردن، خنديدن و عشق ورزيدن.پس از شنيدن سخنان دخترک، کلاس در سکوتي محض فرو رفت...آري!!! عجايب واقعي همين نعمتهايي هستند که ما آنها را ساده و معمولي مي انگاريم.

نويسنده: شبنم محموديان


مجموع خبرها 1085 (109 صفحه | درهر صفحه 10)
جستجو



حضور مدير سايت

مديرسايت الان آفلاين
OFFLINE

است

نظرسنجی

كدام بخش سايت مورد توجه شما ميباشد؟

اخبار
امكانات خبري
ادبي
خانه و خانواده
امكانات سايت
ضميمه ها
اطلاعات
وبلاگ دوستان



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 8
نظرات : 0
آمار كل صفحات بازديد شده

تعداد صفحات بازدید شده
180109
بار از تاریخ 27 فروردین 87

Google PageRank
PageRank
ورود مشتریان تبلیغاتی

نام کاربری:
کلمه عبور:
ساعت فلش

آمار سایت

 عصر بخير كاربر مهمان!
عضويت در سايت
كلمه عبور را فراموش كرده ام

 
كاربران سايت:
آخرين: yazdi
در انتظار: 0
امروز: 0
ديروز: 0
مجموع: 25

كل بازديدها:
امروز: 346
ديروز: 574
مجموع: 180108

ميانگين بازديدها:
هر ساعت: 11
روزانه: 164
هر ماه: 5,003
هر سال: 60,036

كاربران حاضر در سايت:
بيشترين حضور: 92
مهمان: 11
عضو: 0
مجموع: 11

Created by shahindezh
جاذبه هاي تكاب