پیامهای کوتاه

پیام های قدیمیتر   

 
شركت افق غرب زرین

بازرگانی بین المللی شركت افق غرب زرین
واردات و صادرات و عضو اتاق بازرگانی ایران

تولید كننده : نئوپان ، چند لای و چسب نئوپان و چسب چند لای

دفتر  میاندوآب: خیابان امام خمینی - بن بست سحر - طبقه دوم

تلفن : 2241937 و 2260778   فكس : 2260776

كارخانه : میاندوآب - كیلومتر 6 جاده تبریز بعد از ایست بازرسی

 تلفن 6  - 3223461  فكس :3223465

كد شهرستان  : 0481 

گالري عكس كودكان

زهرا خاني: متولد 18 تير 87


تقويم روز


سخنان زيبا

گوناگون یکشنبه، 9 اسفند، 1388 12 گوناگون: 524- نوشته های زیبا
نویسنده :khani

 * بياموزيد كه هرگز خود را با ديگران مقايسه نكنید، از آنجايی كه هر يك از شما به تنهايی و بر حسب شايستگي‌های خود مورد قضاوت و داوری ما قرار مي‌گيرد. بياموزيد كه دوستان واقعی شما كسانی هستند كه با ضعفها و نقص های شما آشنايند، و لیکن شما را همانگونه كه هستيد دوست دارند.

* نگرانی هرگز از غصۀ فردا چیزی نمی کاهد، بلکه فقط شادی امروز را از بین می برد.

 

 

گوناگون یکشنبه، 9 اسفند، 1388 9 گوناگون: 523- نوشته های زیبا
نویسنده :khani

 * يك شب از خدا خواستم تا مرا از دست عشق آزاد كند. خدا دعاي مرا مستجاب كرد.... من تبديل به سنگ شدم!!!

* مرگ هيجان انگيز ترين صحنه زندگي ماست، كه هيچ گاه آن را براي ديگران تعريف نمي كنيم...

گوناگون یکشنبه، 9 اسفند، 1388 9 گوناگون: 522- نوشته های زیبا
نویسنده :khani

  دیوانگی، ناتوانی در برقرار کردن ارتباط با عقاید است. درست مثل این است که در کشور بیگانه ای باشی.
می توانی همه چیز را ببینی و تمام حوادث اطرافت را بفهمی، اما نمی توانی توضیح بدهی که می خواهی چه بدانی و نمی توان به تو کمک کرد، چون زبان آن جا را نمی دانی.
همۀ ما این احساس را تجربه کرده ایم و همۀ ما، به شکلی، دیوانه ایم...

* دومیه: زندگی کشمکشی است برای زیستن، و هنر تنها ارمغانی است که انسان تهیدست می تواند از آن بهرمند شود.

گوناگون پنجشنبه، 6 اسفند، 1388 12 تغذيه: 10 غذای چربی سوز برای کاهش وزن!
نویسنده :khani

 آیا برای وزن کم کردن تلاش می کنید؟ غذاهای چربی سوز به رژیم غذایی خود اضافه کنید شاید این کار را کمی برای شما آسان تر کند.


آیا برای وزن کم کردن تلاش می کنید؟ غذاهای چربی سوز به رژیم غذایی خود اضافه کنید شاید این کار را کمی برای شما آسان تر کند.

گوناگون پنجشنبه، 6 اسفند، 1388 11 گياهان داروئي: آرامش را از این گیاه ایرانی بخواهید
نویسنده :khani

 این گیاه را بسیاری از ایرانی ها می شناسند و برخی نیز آن را به عنوان مایحتاج زندگی خود تهیه می کنند.

 

گل گاو زبان برای بیماری های عصبی بسیار موثر است و در نقاط مختلف ایران از جمله دامنه رشته کوه های البرز می روید. گل گاو زبان از زمان های بسیار دور مورد استفاده ایرانیان بوده و به عنوان دارویی آرام بخش شناخته شده است.

گل گاو زبان را نباید با گیاه گاو زبان اشتباه گرفت. گیاه گاو زبان در کشورهای مختلف جهان می روید که زادگاهش کشورهای حاشیه مدیترانه بوده و از آنجا به تمام دنیا رفته است. شیوه مصرف این دو گیاه دارویی به صورت دم کردن است و هر دو آن ها بنفش رنگند.

گوناگون پنجشنبه، 6 اسفند، 1388 11 گوناگون: خواست پروردگار
نویسنده :khani

 روزی حضرت موسی به خداوند متعال عرض کرد: دلم میخواهد یکی از بندگان خوبت را ببینم. خطاب آمد: درصحرا برو، آنجا مردی هست که در حال کشاورزی کردن است. او از خوبان درگاه ماست. حضرت آمد و دید مردی در حال بیل زدن و کار کردن است. حضرت تعجب کرد که او چطور به درجه ای رسیده که خداوند میفرماید از خوبان ماست. از جبرئیل پرسید. جبرئیل عرض کرد: الان خداوند بلائی بر او نازل میکند. ببین او چه میکند.
بلایی نازل شد که آن مرد در یک لحظه هر دو چشمش را از دست داد. فورا نشست، بیلش را هم جلوی رویش قرار داد. گفت: مولای من تا تو مرابینا می پسندیدی من داشتن چشم را دوست می داشتم، حال که تو مرا کور می پسندی، من کوری را بیش از بینایی دوست دارم.
اشک در دیدگان حضرت حلقه زد، رو کرد به آن مرد و فرمود: ای مرد من پیغمبر خدا هستم و مستجاب الدعوه. میخواهی دعا کنم تاخداوند چشمانت را دوباره بینا کند؟
مرد پاسخ داد: نه.
حضرت فرمود: چرا؟
گفت: آنچه پروردگارم برای من اختیار کرده بیشتر دوست دارم، تا آنچه را که خود برای خودم می خواهم.

گوناگون پنجشنبه، 6 اسفند، 1388 12 گوناگون: کلبه اي براي همه
نویسنده :khani

 روزي شيوانا در مدرسه درس اراده و نيت را مي گفت. ناگهان يکي از شاگردان مدرسه که بسيار ذوق زده شده بود، از جا برخاست و گفت: من مي خواهم ده روز ديگر در کنار باغ مدرسه يک کلبه براي خودم بسازم. من تمام تلاش خودم را به خرج خواهم داد و اگر حرف شما درباره نيروي اراده درست باشد، بايد تا ده روز ديگر کلبه من آماده شود! همان شب شاگرد ذوق زده کارش را شروع کرد. با زحمت فراوان زمين را تميز و صاف کرد و روز بعد به تنهايي شروع به کندن پايه هاي کلبه نمود. هيچ يک از شاگردان و اعضاي مدرسه به او کمک نمي کردند و او مجبور بود به تنهايي کار کند. روزها سپري مي شد و کار او به کندي پيش مي رفت. روزهاي اول چند نفر از شاگردان به تماشاي او مي نشستند. اما کم کم همه چيز به حال عادي بازگشت و تقريباً هر کس سر کار خود رفت و آن شاگرد مجبور شد به تنهايي همه کارها را انجام دهد.

نكات خانه داري چهارشنبه، 28 بهمن، 1388 19 نكات خانه داري: خانه‌تكاني را از آشپزخانه شروع كنيد
نویسنده :khani

وقت آن است سري به آشپزخانه بزنيد و قوطي‌هاي اضافي را كه مدت‌ها ته كابينت مانده‌اند، دور بريزيد.

داشتن آشپزخانه‌اي تميز و مرتب، انگيزه‌اي براي پختن غذاهاي سالم و خوشمزه در آستانه سال نو است.

• ابتدا آشپزخانه را با گل‌هاي طبيعي تزيين كنيد، برگ‌هاي سبز را لبه پنجره قرار دهيد.

• با خريد يك سرويس رنگي جديد، ميز غذا را پررنگ و آب كنيد.

• با استفاده از ديوايدر (تقسيم‌كننده‌ها) هر چيز را در جاي خود قرار دهيد.

گوناگون چهارشنبه، 28 بهمن، 1388 17 گوناگون: 519- ترازوي کائنات
نویسنده :khani

 مردي بسيار ثروتمند که از نزديکان امپراطور بود و در سرزمين مجاور ثروت کلاني داشت، از محبت و عشقي که رعايا و نزديکانش نسبت به شيوانا داشتند، به شدت آزرده بود. به همين خاطر روزي با خشم نزد شيوانا آمد و با لحن توهين آميزي خطاب به شيوانا گفت: آهاي پير معرفت! من باخودم يکي از رعيت هايم را آورده ام و مقابل تو به او شلاق مي زنم. به من نشان بده تو چگونه آن را تلافي مي کني. شيوانا سر بلند کرد و نيم نگاهي به رعيت انداخت و سنگي از روي زمين برداشت و آن را در يک کفه ترازوي مقابل خود گذاشت. کفه ترازو پائين رفت و کفه ديگر بالا آمد. مرد ثروتمند شلاقي محکم بر پاي رعيت واردساخت. فرياد رعيت شلاق خورده به آسمان رفت. هيچکس جرات اعتراض به فاميل امپراطور را نداشت و در نتيجه همه ساکت ماندند.

گوناگون چهارشنبه، 28 بهمن، 1388 14 گوناگون: 518- شمعها
نویسنده :khani

 پادشاه پیری بود که می خواست یکی از سه پسر خود را برای سلطنت آینده انتخاب کند. روزی، سه شاهزاده را صدا کرد و به هر سه نفر مبلغ یکسانی پول داد و از آنها خواست که قبل از عصر همین روز، چیزی بخرند و با آنها یک اتاق را پر کنند.
شاهزاده اول بسیار فکر کرد و با تمام پول برگ نیشکر خرید. اما با این برگها فقط یک سوم اتاق را پر کرد.
شاهزاده دوم با این پول پوشال ارزانتر خرید. اما با این پوشالها فقط نیمی از اتاق را پر کرد.
نزدیک بود آسمان تاریک شود. شاهزاده کوچک با دست خالی برگشت، دیگران بسیار تعجب کردند و از او پرسیدند: "تو چه خریده ای؟" او گفت: "در راه یک یتیم را دیدم که شمع می فروشد. همه پول را به او دادم و فقط چند شمع را خریدم.."
اما وقتی که شمع ها را روشن کرد، نور آنها همه اتاق را روشن کرد....


مجموع خبرها 1079 (108 صفحه | درهر صفحه 10)
جستجو



حضور مدير سايت

مديرسايت الان آفلاين
OFFLINE

است

نظرسنجی

كدام بخش سايت مورد توجه شما ميباشد؟

اخبار
امكانات خبري
ادبي
خانه و خانواده
امكانات سايت
ضميمه ها
اطلاعات
وبلاگ دوستان



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 8
نظرات : 0
آمار كل صفحات بازديد شده

تعداد صفحات بازدید شده
179377
بار از تاریخ 27 فروردین 87

Google PageRank
PageRank
ورود مشتریان تبلیغاتی

نام کاربری:
کلمه عبور:
ساعت فلش

آمار سایت

 ظهر بخير كاربر مهمان!
عضويت در سايت
كلمه عبور را فراموش كرده ام

 
كاربران سايت:
آخرين: yazdi
در انتظار: 0
امروز: 0
ديروز: 0
مجموع: 25

كل بازديدها:
امروز: 188
ديروز: 825
مجموع: 179376

ميانگين بازديدها:
هر ساعت: 11
روزانه: 164
هر ماه: 4,983
هر سال: 59,792

كاربران حاضر در سايت:
بيشترين حضور: 92
مهمان: 9
عضو: 0
مجموع: 9

Created by shahindezh
جاذبه هاي تكاب