منو اصلی

 آرشيو مطالب انتخابي سايت

 پیامهای کوتاه

پیام های قدیمیتر   

 

 آمار كل صفحات بازديد شده

تعداد صفحات بازدید شده
37466
بار از تاریخ 27 فروردین 87
سايت كامپيوتر شاهين دژ

ضمن خوش آمدي گويي به شما كاربران عزيز و با تشكر از اينكه وقت خودتان را صرف بازديد از اين سايت مي نمائيد . ما قصد داريم تا برنامه هاي كه شما نياز داريد را در اين سايت جمع آوري كنيم تا در وقت و هزينه شما صرفه جوي شود و مجبور نباشيد براي به دست آوردن اين برنامه ها به چندين سايت مراجعه نمايئد . اين سايت داراي دو بخش به شرح زير مي باشد .

1- بلوك سمت راست مخصوص دانلود نرم افزار مي باشد . شما مي توانيد براي رسيدن به نرم افزار مورد نياز خودتان از بخش هاي مختلف كه در اين بلوك آمده استفاده كنيد . بعد از ورود به بخش مربوطه در صفحه وسط سايت نرم افزار ها را مرور كنيد همچنين در پائين صفحات اعداد مشاهده مي شود كه نشان دهنده تعداد صفحات اين بخش هست مي توانيد با كليك بر روي اين اعداد به صفحات بعدي مراجعه نمائيد.

2- بلوك سمت چت امكانات اين سايت را به شما نشان مي دهد با توجه به نياز خود مي توانيد از آنها استفاده نمائيد.

3- بخش آموزش بصورت جداگانه در نظر گرفته شده است .براي ورود به بخش آموزش اينجا كليك نمائيد .

در صورت نياز به هرگونه راهنمايي مي توانيد با ايميل info@shahindezh.com يا با آي دي infoshahindezh@yahoo.com ارتباط برقرار نمائيد

ورود به سايت



گوناگون: 41- قدرت کلمات

گوناگون  

چند قورباغه از جنگلي عبور مي کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عميقي افتادند. بقيه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتي ديدند که گودال جقدر عميق است به دو قورباغه ديگر گفتند که : "ديگر چاره اي نيست، شما به زودي خواهيد مرد".
دو قورباغه، اين حرفها را ناديده گرفتند و با تمام توانشان کوشيدند که از گودال بيرون بپرند. اما قورباغه هاي ديگر، دائماً مي گفتند که : "دست از تلاش برداريد، چون نميتوانيد از گودال خارج شويد، به زودي خواهيد مرد". بالاخره يكي از قورباغه ها، تسليم گفته هاي ديگر قورباغه شد و دست از تلاش برداشت. او بي درنگ به داخل گودال پرتاب شد و مرد. 

 

(ادامه متن ... | نظر شما چیست؟ 0 نظر| چاپ این مطلب | گوناگون )

گوناگون: 40- کيك خدا

گوناگون  

پسر کوچكي براي مادر بزرگش توضيح مي دهد که چگونه همه چيزها ايراد دارند : مدرسه، خانواده، دوستان و ... دراين هنگام مادربزرگ مشغول پختن کيك است، از پسر کوچولو مي پرسد که آيا کيك دوست دارد و پاسخ کوچولو البته مثبت است. 

 

(ادامه متن ... | نظر شما چیست؟ 0 نظر| چاپ این مطلب | گوناگون )

گوناگون: 39- ارزش واقعی

گوناگون  

 یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک اسکناس بیست دلاری را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟ دست همه حاضرین بالا رفت. سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن میخواهم کاری بکنم. و سپس در برابر نگاه‏های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و باز پرسید:

 

(ادامه متن ... | نظر شما چیست؟ 0 نظر| چاپ این مطلب | گوناگون )

گوناگون: 38- ایمان

گوناگون  

مرد جوانی که مربی شنا و دارندهء چندین مدال المپیک بود٬ به خدا اعتقادی نداشت. او چیزهایی را که درباره خداوند میشنید مسخره میکرد. شبی مرد جوان به استخر سر پوشیده آموزشگاهی رفت. چراغ خاموش بود ولی ماه روشن بود و همین برای شنا کافی بود. مرد جوان به بالاترین نقطه تخته شنا رفت و دستانش را باز کرد تا درون استخر شیرجه برود. ناگهان٬ سایه بدنش را همچون صلیبی روی دیوار مشاهده کرد. احساس عجیبی تمام وجودش را فراگرفت. از پله ها پائین آمد و به سمت کلید برق رفت و چراغ ها را روشن کرد. آب استخر برای تعمیر خالی شده بود! 

 

( نظر شما چیست؟ 0 نظر| چاپ این مطلب | گوناگون )

گوناگون: 37- سکه

گوناگون  

 در خلال یک نبرد بزرگ، فرمانده قصد حمله به نیروی عظیمی از دشمن را داشت. فرمانده به پیروزی نیروهایش اطمینان داشت ولی سربازان دو دل بودند. فرمانده سربازان را جمع کرد، سکه از جیب خود بیرون آورد، رو به آنها کرد و گفت: سکه را بالا می‏اندازم، اگر رو بیاید پیروز می‏شویم و اگر پشت بیاید شکست می‏خوریم. بعد سکه را به بالا پرتاب کرد. سربازان همه به دقّت به سکه نگاه کردند تا به زمین رسید. سکه به سمت رو افتاده بود. سربازان نیروی فوق‏ العاده‏ای گرفتند و با قدرت به دشمن حمله کردند و پیروز شدند. پس از پایان نبرد، معاون فرمانده نزد او آمد و گفت: قربان، شما واقعاً می‏خواستید سرنوشت جنگ را به یک سکه واگذار کنید؟ فرمانده با خونسردی گفت: بله و سکه را به او نشان داد. هر دو طرف سکه رو بود!

 

( نظر شما چیست؟ 0 نظر| چاپ این مطلب | گوناگون )

میاندوآب: عمليات احداث ساختمان دادگستري مهاباد و مياندوآب امسال آغاز مي شود

میاندوآب  

مياندوآب، مهاباد - مديرکل دادگستري آذربايجان غربي گفت: عمليات احداث ساختمان دادگستري شهرهاي مهاباد و مياندوآب امسال آغاز خواهد شد .

 

بگزارش ايرنا، حجت الاسلام سيد محمد علي موسوي روز شنبه در آيين افتتاح واحدهاي مسکوني سازماني دادگستري مياندوآب افزود : علاوه براين طرحها امسال ساختمان دادسراي اروميه و مجتمع ورزشي مرکز استان نيز آغاز خواهد شد .
وي گفت : اين طرحها در مجموع با شش هزار و 200 مترمربع زيربنا و 10 ميلياردريال اعتبار در مدت 2 سال اجرا خواهند شد.
براي احداث 6 واحد مسکوني سازمان دادگستري مياندوآب يک ميليارد و 200 ميليون ريال هزينه شده است.

 

( نظر شما چیست؟ 0 نظر| چاپ این مطلب | میاندوآب )

میاندوآب: امام جمعه مياندوآب

میاندوآب  

خانواده هاي شهدا ولي نعمت مردم و مسوولان هستند

مياندوآب ، مهاباد - امام جمعه مياندوآب گفت: خانواده هاي معظم شهدا و ايثارگران ولي نعمتان مردم و مسوولان بوده و هميشه و در همه حال بايد مورد تکريم قرار گيرند .

 

(ادامه متن ... | نظر شما چیست؟ 0 نظر| چاپ این مطلب | میاندوآب )

علمي: انتشار دفترچه راهنمای شرکت در کنکور 88

علمي  

دفترچه راهنمای شرکت در آزمون سراسری سال 1388 از امروز بر روی سایت سازمان سنجش آموزش کشور قرار گرفته است.

به گزارش مهر، برگه راهنمای شرکت در آزمون سراسری امسال، حاوی اطلاعات جامع برگزاری آزمون، نحوه پاسخگویی به سئوالات، طرز پاسخ دادن به سئوالات و نکات دیگری که داوطلبان در برگزاری آزمون باید به آن توجه کنند، است.

داوطلبان می توانند با مراجعه به سایت سازمان سنجش به نشانی www.sanjesh.org نسبت به مشاهده و یا پرینت این برگه اقدام کنند.

 

( نظر شما چیست؟ 0 نظر| چاپ این مطلب | علمي )

گوناگون: 36- زنجیره عشق

گوناگون  

 در نور کم غروب، جیم زن سالخورده اي را ديد که در کنار جاده درمانده،منتظر بود. در آن نور کم متوجه شد که او نياز به کمک دارد جلوي مرسدس زن ايستاد و از اتومبيلش پياده شد. در اين يک ساعت گذشته هيچ کس نايستاده بود تا به زن کمک کند. زن به خود گفت مبادا اين مرد بخواهد به من صدمه اي بزند؟ ظاهرش که بي خطر نبود فقير و گرسنه هم به نظر مي رسيد. جیم زن را که در بيرون از ماشينش در سرما ايستاده بود ديد و متوجه آثار ترس در او شد. گفت: خانم من آماده ام به شما کمک کنم. بهتر است شما برويد داخل اتومبيل که گرمتر است، ضمنا" اسم من جیم آندرسون است.

 

(ادامه متن ... | نظر شما چیست؟ 0 نظر| چاپ این مطلب | گوناگون )

گوناگون: 35- کفشهای قرمز

گوناگون  

 دخترك گل فروش سالها در آرزوي خريدن يك كفش قرمز بود و پولهايي را كه از فروختن گل هاي مريم به دست آورده بود، در قلك كوچكش جمع مي كرد. آن روز صبح هم مثل هميشه، غرق در رويايش بود كه ناگهان در اثر برخورد با اتوموبيلي به گوشه اي پرتاب شد.
وقتي چشمانش را باز كرد خود را روي تختي سفيد و تميز ديد كه در كنار آن هديه اي قرار داشت.
دخترك با خوشحالي هديه را باز كرد٬ يك جفت كفش قرمز بود!!!!!
چشمان دخترك لبريز از شادي شد٬ ولي افسوس... او نمي دانست كه پاهايش ديگر توان راه رفتن ندارد.

 

( نظر شما چیست؟ 0 نظر| چاپ این مطلب | گوناگون )
[ 1 |2 |3 |4 |5 |6 |7 |8 |9 |10 | ]

مجموع خبرها 92 (10 صفحه | درهر صفحه 10)

 جستجو




 اخبار سایت

 نظرسنجی

به نظر من سایت شاهین دژ ............مي باشد؟

عالی
بهتر
متوسط
ضعیف



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 31
نظرات : 1

 آمار سایت

 ظهر بخير كاربر مهمان!
عضويت در سايت
كلمه عبور را فراموش كرده ام

 
كاربران سايت:
آخرين: ESMAEI1363
در انتظار: 0
امروز: 0
ديروز: 0
مجموع: 17

كل بازديدها:
امروز: 40
ديروز: 148
مجموع: 37466

ميانگين بازديدها:
هر ساعت: 4
روزانه: 51
هر ماه: 1,561
هر سال: 18,733

كاربران حاضر در سايت:
بيشترين حضور: 23
مهمان: 2
عضو: 0
مجموع: 2

Newsshahindezh

 حضور مدير سايت

WebMaster is Offline
OFFLINE

Right Now


 آخرين اخبار سايت